دارد باران می بارد. باران در مرداد. جایی که قبل تر چند روز پیش زندگی می کردم اصلا خنک نبود و مثل این جا در میانه ی تابستان هیچ بارانی نمی بارید. خودم را خم کرده بودم و حالتی شبیه به شیرجه داشتم. توی بالکن این حالت را دارم و بوی خاک باران خورده مستم می کرد. تلاش کردم لحظاتی حال خوبی داشته باشم. هوای ابری... هوای ابری...
برچسب:
نویسنده: مانی خلیلی