در هفته گذشته دقیقا و تحقیقا هیچ کاری نکردم. فقط خوردم و خوابیدم و برای استفعفایم از محیط کاری سمیام جشن گرفتم. همین الان هم نشستهام در خانه و به دسته گلی که دیشب برایم خریده نگاه میکنم. فکر کردم چرا من احساس خوشبختی نمیکنم؟ اصلا احساس خوشبختی چیست و نکند این احساس درواقع اصلا وجود نداشته باشد و ساخته و پرداخته رسانه ها باشد برای اینکه ما بیشتر خرج کنیم تا احساسی که اصلا وجود ندارد را بخریم! میخواهم به خودم بقبولانم که زن خوشبختی هستم ولی خب این احساس کجاست؟ چرا من حسش نمیکنم. اگر نیست یا اصلا وجود ندارد یا اینکه من خوشبخت نیستم. روی کاغذ که همه چیز درست است! همدیگر را دوست داریم. پول داریم. خانه و ماشین داریم. به کسی نیاز نداریم. دوستان خوب داریم و خیلی چیزهای دیگر. پس این خوشبختی وجود ندارد! میگفت دسته گل را که فروشنده میبست چند نفر آمدند و گفتند چه دسته گل زیبایی! احتمالا آن زنها گفتهاند چه زن خوشبختی که جنین دسته گلی را هدیه میگیرد و مردها هم که آن دسته گل را قیمت کردهاند با خودشان حساب و کتاب کردهاند که زن مدنظر خودشان انقدر میارزد یا نه! فکر میکنم باید درباره خوشبختی بیشتر بخوانم!
