دیشب،وقتی که داشتم جوراب ها را روی بند می گذاشتم،روی بندِ کاذبی که واحدِ ساختمان روبرویی نصب کرده بود دو تا پیراهن دیدم،دوتا پیراهن سفید با طرح های یک شکل،و اندازه ای دقیقا یکسان!در واقع می خواستم بگویم من هم تهِ دل دارم!و این تهِ دل هم بنا بر طبیعت خدا دادی گاهی بر حسب نمی دانم چه(!)غنج می رود!
برچسب: صد و پنجاه پله زیر زمین,صد و پنجاه غواص,صد و پنجاه صحابی ساختگی,صد و پنجاه غواص شهید,صد و پنجاه صحابه ساختگی,اصل صد و پنجاه و نهم,کتاب صد و پنجاه صحابه ساختگی,
نویسنده: مانی خلیلی