من کتاب خوان خوبی نیستم!ولی می خواهم در مورد آخرین کتاب که خوانده ام چند خطی بنویسم!"مردی در تبعید ابدی"نوشته ی "نادر ابراهیمی"نازنین!داستان درمورد صدرالمتالهین ملا صدرا محمد صدر قوامی شیرازی ست!نویسنده ی کتاب اسفار اربعه!اگر رشته تان انسانی بوده باشد مختصر آشنایی ای با وی دارید و یا اگر فلسفه خوانده باشید که فبها!اگر کتاب های آقای ابراهیمی را خوانده باشید مثل سه دیدار،یک عاشقانه ی آرام،باردیگر شهری که دوست می داشتم،آتش بدون دود،دوگانه ی ابن مشغله و ابوالمشاغل،چهل نامه ی کوتاه به همسرم و الخ...می فهمید که این مرد چه روحیات لطیفی دارد و تا چه حد لطیف الطبع است!پس باز هم باید انتظار یک اثر احساسی و ادبی را داشته باشیم!
داستان با کودکی محمد آغاز می شود!شوق به خواندن و عطش یادگیری در اورا بسیار خوب نشان داده است!این که او غیرهمانند به سایرین است و در استفاده از شمع مسرف!زیرا تا صبح به مطالعه مشغول است!در دوران نوجوانی برای کسب فیض از اساتیدی چون میرداماد،شیخ بهایی و میر فندرسکی به اصفهان پایتخت صفویه می رود !دوران،دوران شاه عباس و زمان اوج حکومت شیعیان است!اما شیخ جوان همواره از دست تزویر گران و ریاکاران و ملاهای درباری آزرده می شود تا آن جا که شاه او را تبعید می کند و او تا سالها در کهک می ماند و در اواخر عمر خودبه درخواست مردم به زادگاهش شیراز بازمیگردد!
داستان با قلمی شیوا روایت شده است!و اوضاع آن زمان و تعصبات مردم آن دوره را بخوبی نشان می دهد!نقطه ی قوت داستان از نظر بنده بحث های ملا با همسرش فاطمه بانو من باب تبدیل موجودات و مسایل دیگر و هم چنین مباحثاتی که در محضر شاه عباس رخ می داد بود!این مباحثات و طرح این مسایل به خوبی نشان دهنده ی مطالعه ی عمیق نویسنده من باب فلسفه و حکمت صدرایی ست!
